zusammenziehen
A2فعلسیم، تار، وتر
JadoLearn Dictionary
zusammenziehen یعنی سیم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سیم، تار، وتر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سیر، تام، آگندن
بستن، محکم کردن، جا انداختن
پیچ، پیچ کردن
تحکیم کردن، یک رقم کردن، مستحکم کردن
بهم وصل کردن، بهم پیوستن، مسلسل کردن
سیم، تار، وتر
سیم، تار، وتر
مکلف کردن، مقید کردن، جلد کردن
سیم، تار، وتر
سیم، تار، وتر
سیم، تار، وتر
سیم، تار، وتر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.