hurry
A1اسم/US /hˈɝiː/ HƏR-ē; UK /hˈɝiː/ HƏR-ē/
شتابزدگی، شتابیدن، عجله
JadoLearn Dictionary
معنی hurry به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شتابزدگی، شتابیدن، عجله
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ناگهان سقوط کردن، بادست پاچگی
شتاباندن
زنده کردن، زنده شدن، دور گرفتن
شتاب گرفتن؛ سرعت دادن
بشتاب رفتن، تبادر، شتابزدگی
سرعت، شتاب
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.