intend
C2اسم/US /ˌɪntˈɛnd/ ĭnt-ĔND; UK /ˌɪntˈɛnd/ ĭnt-ĔND/
قصد داشتن، خیال داشتن، بسیجیدن
JadoLearn Dictionary
معنی intend به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قصد داشتن، خیال داشتن، بسیجیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بدگهر، دنی، ناکس
طرح کردن، نقش زدن، رسم
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
آبستن شدن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.