malady
C1اسم/US /mˈælədiː/ MĂL-əd-ē; UK /mˈælədiː/ MĂL-əd-ē/
فاسد شدگی
JadoLearn Dictionary
معنی malady به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فاسد شدگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اغتشاش، بی نظمی، نابهنجاری
مرض هاری
ناخوشی، داء
نقاهت
دچارعلت کردن، مرض
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.