painful
C2صفت/US /pˈeɪnfəl/ PĀNF-əl; UK /pˈeɪnfəl/ PĀNF-əl/
محنت زا، دردمند، جگر سوز
JadoLearn Dictionary
معنی painful به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
محنت زا، دردمند، جگر سوز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
درد سر دهنده، پرزحمت، مصدع
رنجورساز
پریشان کننده
اندوه آورد
کارکن
مشکل، صعب، پر زحمت
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.