paint
A1اسم/US /peɪnt/ pānt; UK /peɪnt/ pānt/
رنگ، رنگ زدن، رنگ و روغن زدن
JadoLearn Dictionary
معنی paint به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رنگ، رنگ زدن، رنگ و روغن زدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نگاره، مصور کردن، نگار
تصویر کردن
ترسیم کردن، تصویر کردن
نقش زدن
ترسیم، طراحی کلیات، طراحی کردن
رسم کردن، کشیدن، نگاشتن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.