prescribe
C2اسم/US /prəskrˈaɪb/ prəskr-ĪB; UK /prəskrˈaɪb/ prəskr-ĪB/
تجویز کردن، نسخه نوشتن، نسخه دادن
JadoLearn Dictionary
معنی prescribe به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تجویز کردن، نسخه نوشتن، نسخه دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سفارش دادن، راسته، دستور
فرمودن، تحکم، امر
تلقین کردن، دیکته کردن
وضع کردن
بنیاد نهادن، بنیاد گذاشتن، بنداد
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.