rupture
C1اسم/US /rˈʌptʃɚ/ RŬPCH-ər; UK /rˈʌptʃɚ/ RŬPCH-ər/
ترکیدن
JadoLearn Dictionary
معنی rupture به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ترکیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شکستگی، شکست، سکستگی
ایجاد شکاف کردن، نقض، خلف
منکوب کردن، منکسر کردن، گسیختگی
ترکیدن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.