speak
C1اسم/US /spiːk/ spēk; UK /spiːk/ spēk/
دهان باز کردن، دم بر آوردن، متکلم شدن
JadoLearn Dictionary
معنی speak به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دهان باز کردن، دم بر آوردن، متکلم شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گفتن، نقل کردن، فرق گذاردن
پرحرفی کردن، سخن گفتن، منبر رفتن
محاوره کردن
قدرت استقلال
بندبند، مفصل دار کردن
تلفظ کردن، بر زبان آوردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.