tractable
C2فعل/US /trˈæktəbəl/ TRĂKT-əb-əl; UK /trˈæktəbəl/ TRĂKT-əb-əl/
سست مهار، سربراه، سست مهار سربراه
JadoLearn Dictionary
معنی tractable به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سست مهار، سربراه، سست مهار سربراه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
هممرز بودن؛ مجاور بودن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
جازن
نسبت ازدواجی
وحشت زده
اختصاص دادن، تخصیص دادن، اختصاص کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.