vague
C2فعل/US /veɪɡ/ vāg; UK /veɪɡ/ vāg/
مبهم، غیر معلوم، نامفهوم
JadoLearn Dictionary
معنی vague به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مبهم، غیر معلوم، نامفهوم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نکره، غیرقطعی، غیرمشخص
مبهم
شل، هرز، لخت
لس، شل، لینت مزاج
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
هممرز بودن؛ مجاور بودن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.