abnormal
B2صفت/US /æbnˈɔrməl/ ăbn-ÔRM-əl; UK /æbnˈɔrməl/ ăbn-ÔRM-əl/
غیرطبیعی؛ نابهنجار، غیرطبیعی، نابهنجار
JadoLearn Dictionary
معنی abnormal به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غیرطبیعی؛ نابهنجار، غیرطبیعی، نابهنجار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غیر متعارف
اغتشاش، بی نظمی، نابهنجاری
غیرمتداول، غیرمعمولی، غیرعادی
بی نظم، خلاف رویه، نا مرتب
بهنجار، طبیعی، هنجار
متداول، معمول، معهود
متروک؛ رهاشده
مطلق؛ کامل؛ قطعی
انتزاعی؛ چکیده؛ استخراج کردن
پوچ؛ بیمعنی؛ مضحک
قابل دسترس؛ قابل فهم؛ مناسب معلولان
پاسخگو؛ مسئول
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.