irregular
A1صفت/US /ˌɪrˈɛɡjəlɚ/ ĭr-ĔGY-əl-ər; UK /ˌɪrˈɛɡjəlɚ/ ĭr-ĔGY-əl-ər/
بی نظم، خلاف رویه، نا مرتب
JadoLearn Dictionary
معنی irregular به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی نظم، خلاف رویه، نا مرتب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بدوناسلوب
غیرطبیعی؛ نابهنجار
غیر طبیعی، غیرطبیعی، ناسرشت
غیر متشابه
چنگکی، ناراست، چنبری
ناهموار، ناصاف
پارامتر متغییر
تغییرپذیر
بی نظم، بی ترتیب، غیر منظم
وحشی، وحش، شیفته و دیوانه
بی اعتدال
غیر معتدل، مفرط
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.