abort
C1فعل/US /əbˈɔrt/ əb-ÔRT; UK /əbˈɔrt/ əb-ÔRT/
سقط کردن؛ متوقف کردن، سقط کردن، متوقف کردن
JadoLearn Dictionary
معنی abort به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سقط کردن؛ متوقف کردن، سقط کردن، متوقف کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
بس کردن
سپری کردن، فسخکردن
باطل کردن، موقوف کردن، لغو کردن
استمرار داشتن، ادامه داشتن، بکاری ادامه دادن
تکمیل، کامل کردن، تکمیل کردن
کاهش یافتن؛ فروکش کردن
ربودن؛ آدمربایی کردن
فراوان بودن
خودداری کردن؛ رأی ندادن
برجسته کردن؛ تأکید کردن
تجمع یافتن؛ تعلق گرفتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.