administration
C1اسم/US /ædmˌɪnɪstrˈeɪʃən/ ădm-ĭn-ĭstr-ĀSH-ən; UK /ædmˌɪnɪstrˈeɪʃən/ ădm-ĭn-ĭstr-ĀSH-ən/
اداره کل، وصیت، فرمداری
JadoLearn Dictionary
معنی administration به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اداره کل، وصیت، فرمداری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رفتار، کردار
مدریت، مدیریت، کارفرمانی
راستا، جهت، جانب
تنظیم، مقرره
گردن زنی، اجرا، اعدام
عدمشمول
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.