amuse
C2اسم/US /əmjˈuːz/ əmy-O͞OZ; UK /əmjˈuːz/ əmy-O͞OZ/
تفریح دادن، سرگرم کردن، تفریح دادن سرگرم کردن
JadoLearn Dictionary
معنی amuse به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تفریح دادن، سرگرم کردن، تفریح دادن سرگرم کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بوجد آوردن، مفتخر کردن
لطفا، خواهشمند است، ممنون کردن
عطف کردن، معطوف داشتن
تدلیس کردن
گول زدن، فریفتن، مکر کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.