compact
A1اسم/US /kˈɑmpækt/ KÄMP-ăkt; UK /kˈɑmpækt/ KÄMP-ăkt/
فشرده، فشرده کردن، فشرده فشرده کردن
JadoLearn Dictionary
معنی compact به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فشرده، فشرده کردن، فشرده فشرده کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پرقوام، پایدار، موسسه بازرگانی
بستن، تنگ هم، مقارن
استوار، دج، متقن
انبوه، متکاف، چگال
پرمغز، شبیه مغز
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.