solid
A1صفت/US /sˈɑləd/ SÄL-əd; UK /sˈɑləd/ SÄL-əd/
استوار، دج، متقن
JadoLearn Dictionary
معنی solid به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
استوار، دج، متقن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صلب، صعب، زمخت
پرقوام، پایدار، موسسه بازرگانی
فشرده، فشرده کردن
قرص، بازور، سختی پی
اصطبل، سرطویله، طویله
صوت، صدا، آواز
بدون تصنع، راستین
معتبر
صحیح، راست، نصوح
باانصاف، باعدالت، عدل پرور
عمیقانه، عمقی، عمیق
گور، موقرانه، قبر کندن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.