complaint
C1اسم/US /kəmplˈeɪnt/ kəmpl-ĀNT; UK /kəmplˈeɪnt/ kəmpl-ĀNT/
اعتراض، تظلم، داد خواست
JadoLearn Dictionary
معنی complaint به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اعتراض، تظلم، داد خواست
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
زاری، ضجه، مرثیه خوانی
تاثر، غمزدگی، حزن
اندوه، دق، غصه
دچارعلت کردن، مرض
بیماری، ناخوشی، مرض
اغتشاش، بی نظمی، نابهنجاری
فاسد شدگی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.