constraint
C1اسم/US /kənstrˈeɪnt/ kənstr-ĀNT; UK /kənstrˈeɪnt/ kənstr-ĀNT/
جبر
JadoLearn Dictionary
معنی constraint به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جبر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تندی، دست درازی، خشونت
بایستگی، ضرورت، لزوم
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.