difficulty
C1اسم/US /dˈɪfəkəltiː/ DĬF-ək-əlt-ē; UK /dˈɪfəkəltiː/ DĬF-ək-əlt-ē/
دشواری، گرفتگیری، گرفتاری
JadoLearn Dictionary
معنی difficulty به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دشواری، گرفتگیری، گرفتاری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رادع
رداع، رادع، مانع
گرفتگی، انسداد، سده
رودربایستی، شرمساری، شرمندگی
سرگردانی، حیرانی، حیرت
مقتضی
اضطرار، فروماندگی، پریشانحالی
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
محاکمه، دادرسی
ایراد، تعرض، اعتراض
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.