erect
A1صفت/US /ɪrˈɛkt/ ĭr-ĔKT; UK /ɪrˈɛkt/ ĭr-ĔKT/
افراشتن، سیخ، افراشتن سیخ
JadoLearn Dictionary
معنی erect به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
افراشتن، سیخ، افراشتن سیخ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
مرتفع شدن، تصعید نمودن، تصعید کردن
بر پا کردن
بنا کردن، بنایی کردن، بناکردن
بنیاد نهادن، بنیاد گذاشتن، بنداد
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.