extremity
C1اسم/US /ɛkstrˈɛmətiː/ ĕkstr-ĔM-ət-ē; UK /ɛkstrˈɛmətiː/ ĕkstr-ĔM-ət-ē/
انتها
JadoLearn Dictionary
معنی extremity به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
انتها
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شرف
سرحد، مرزی، سجاف کردن
درمنتهیالیه، بی حد و حصر
پایان دادن، غایت، خاتمه یافتن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.