formal
A1صفت/US /fˈɔrməl/ FÔRM-əl; UK /fˈɔrməl/ FÔRM-əl/
رسمی، مجلسی، تشریفاتی
JadoLearn Dictionary
معنی formal به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رسمی، مجلسی، تشریفاتی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حساس، دقیق
نکته سنج، نکته بین
شخ، سیخ
آهاردار، آهاری
تصنعی، مبتلا، دچارعلت کردن
آداب نماز
تشریفاتی
ظاهری، بیرونی
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.