haste
C2اسم/US /heɪst/ hāst; UK /heɪst/ hāst/
بشتاب رفتن، تبادر، شتابزدگی
JadoLearn Dictionary
معنی haste به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بشتاب رفتن، تبادر، شتابزدگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سرعت، شتاب
فرزی، چابکی، تندی
فرزی، چالاکی
اردوکشی، تسریع
اعزام کردن، روانهسازی، اعزام
شتابزدگی، شتابیدن، عجله
غضب شدید، تندی
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.