material
A1صفت/US /mətˈɪriːəl/ mət-ĬR-ē-əl; UK /mətˈɪriːəl/ mət-ĬR-ē-əl/
جسم دار، ماده، جنس
JadoLearn Dictionary
معنی material به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جسم دار، ماده، جنس
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تنی، جسمی، جسما
مهم، پر اهمیت، با اهمیت
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
مراقب، هشیار، گوش بزنگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.