quarrel
A1اسم/US /kwˈɔrəl/ KWÔR-əl; UK /kwˈɔrəl/ KWÔR-əl/
ستیز، ستیزه کردن، پرخاش کردن
JadoLearn Dictionary
معنی quarrel به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ستیز، ستیزه کردن، پرخاش کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نزاع و جدال کردن، سروصدا کردن
داد و بیداد، نزا مختصر
هیاهو، جنجال راه
منازعه کردن، مسابقه
جدل کردن، جدال، جدال کردن
مجادله
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.