require
C1اسم/US /rˌiːkwˈaɪɚ/ rēkw-Ī-ər; UK /rˌiːkwˈaɪɚ/ rēkw-Ī-ər/
اقتضاء کردن، حاجت داشتن، اقتضا کردن
JadoLearn Dictionary
معنی require به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اقتضاء کردن، حاجت داشتن، اقتضا کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عینی
تجویز کردن، نسخه نوشتن، نسخه دادن
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
سفارش دادن، راسته، دستور
مطالبه، تقاضا، خواستار شدن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.