succor
C1اسم/US /sˈʌkɚ/ SŬK-ər; UK /sˈʌkɚ/ SŬK-ər/
موجب کمک
JadoLearn Dictionary
معنی succor به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
موجب کمک
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مراعات حال کردن، یاری نمودن، اعانه دادن
تغییر پست دادن، کارگشایی کردن، آسوده شدن
رستگار کردن، تخلیص کردن، رساندن
دستگیری، کمک، معونت
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.