tax
A1اسم/US /tæks/ tăks; UK /tæks/ tăks/
فشارآوردن بر، جزیه، سخت گیری
JadoLearn Dictionary
معنی tax به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فشارآوردن بر، جزیه، سخت گیری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تعرفهبندی کردن
جزیه
اعانه، هم بخشی، همکاری وکمک
فرض، وظیفه، وظایفه
حق العبور، باج
درچند، نرخ بستن، میزان
ارزیابی، وضع مالیات، اظهارنظر
سخت گیری
عادت، عرف، داب
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.