toil
C2اسم/US /tɔɪl/ toil; UK /tɔɪl/ toil/
مشقت کشیدن، محصول رنج، مشقت کشیدن محصول رنج
JadoLearn Dictionary
معنی toil به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مشقت کشیدن، محصول رنج، مشقت کشیدن محصول رنج
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کارگری، درد زایمان
جان کنی، خرحمالی
اثر کردن، فعالیت کردن، تاثیر کردن
اعمال زور
اشتغال، تصرف، نوکری
کارمندی، استخدام، کارگزینی
کار، تکلیف
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.