abstellen
B1فعلدرماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
JadoLearn Dictionary
abstellen یعنی درماندگاه اتومبیل. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
درماندگاه اتومبیل، پارک، شکارگاه محصور
میل زدن، گمانه زدن، بس کردن
میل زدن، گمانه زدن، تشریف بردن
تسلیم شدن، تسلیم، صرف نظرکردن از
تشریف بردن، عزیمت کردن، هجرت کردن
تشریف بردن، عزیمت کردن، هجرت کردن
بستن، تنگ هم، مقارن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
تشریف بردن، عزیمت کردن، هجرت کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.