anbringen
C1فعلالصاق کردن، ضمیمه کردن، مقرر فرمودن
JadoLearn Dictionary
anbringen یعنی الصاق کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
الصاق کردن، ضمیمه کردن، مقرر فرمودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
انگیزه، انگیختگی، محرک
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
پیوست کردن، پونز زدن، میخچه
مراجعه کردن، تماس، محل اتصال
الصاق کردن، ضمیمه کردن، تشخیص هویت دادن
افزودن، علاوه کردن، اضافه نمودن
پائیدن، پاس، ناظر بودن
گذاردن، موضع، جاسازی کردن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.