Augenzeugenbericht
A1اسمگزارش دادن، گزارش کردن، معرفی کردن
JadoLearn Dictionary
Augenzeugenbericht یعنی گزارش دادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گزارش دادن، گزارش کردن، معرفی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گزارش دادن، گزارش کردن، معرفی کردن
دسترسی؛ دسترسی داشتن
آگهی، اعلام، پژوهشنامه
شمول، رپرتاژ، تولید گزارش
مستندات، تکیه گاه، نگاهداری
گزارش دادن، گزارش کردن، معرفی کردن
گزارش دادن، گزارش کردن، معرفی کردن
گزارش دادن، گزارش کردن، معرفی کردن
کشور، زمین
دوست مذکر
دوست مؤنث
خانه، منزل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.