sich engagieren
A1فعلگیر دادن، درهم انداختن، گرو گذاشتن
JadoLearn Dictionary
sich engagieren یعنی گیر دادن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گیر دادن، درهم انداختن، گرو گذاشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گیر دادن، درهم انداختن، گرو گذاشتن
گیر دادن، درهم انداختن، گرو گذاشتن
گیر دادن، درهم انداختن، گرو گذاشتن
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
آگهی کردن، اعلان کردن، ارتقاء دادن
انجام دادن، ساختن
رفتن، راه رفتن
پذیرفتن؛ قبول کردن، همری بودن، مماشت کردن
باور کردن، اعتقاد کردن، گمان کردن
پذیرفتن؛ قبول کردن، جیز شمردن، اذن دادن
پذیرفتن؛ قبول کردن، ورد داشتن، گرفتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.