situieren
B2فعلغلنبه، قلنبه کردن، غلنبه قلنبه کردن
JadoLearn Dictionary
situieren یعنی غلنبه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غلنبه، قلنبه کردن، غلنبه قلنبه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عاصی، مخطی، خطاکار
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
اسلوبی کردن، غلنبه، قلنبه کردن
مارشال، ارتشبد، سرند
دستهکردن، زمره، هیات
دستهکردن، زمره، هیات
صفحه، ضبط کردن، ضبط
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
بخشیزه کردن، حجاری کردن، تراش دادن
از هم جداشدن، دوشاخهشدن، غلنبه
سرند، صحنه، غربیل
موجودی، صورت کالا، دفتر دارائی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.