Tat
A1اسمکنش، عمل، فعل
JadoLearn Dictionary
Tat یعنی کنش. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کنش، عمل، فعل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کنش، عمل، فعل
روند، فرآیند، عمل
خدمتگزاری، سرویس، خدمت
کشور، زمین
دوست مذکر
دوست مؤنث
خانه، منزل
دسترسی؛ دسترسی داشتن
غذای اصلی، دسترسی؛ دسترسی داشتن، پیوستن؛ به تخت نشستن؛ الحاق
فرتوتی، بی قوتی، فتور
دسترسی؛ دسترسی داشتن
غذای اصلی، دسترسی؛ دسترسی داشتن، پیوستن؛ به تخت نشستن؛ الحاق
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.