معنی ۱neutral · 90%
میوهای کشیده و خمیده که هنگام رسیدن پوست آن زرد است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
موز
Deutsch
Banane
Հայերեն
բանան
banan
مثالهای طبیعی
I eat a banana with breakfast.
من همراه صبحانه یک موز میخورم.
Can we buy some bananas?
میتوانیم چند موز بخریم؟
