consent
A1فعل/US /kənsˈɛnt/ kəns-ĔNT; UK /kənsˈɛnt/ kəns-ĔNT/
راضی شدن، رضامندی، رضایت
JadoLearn Dictionary
معنی consent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
راضی شدن، رضامندی، رضایت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ثمر، محصول دادن، بیرون دادن
بر آوردن، اجابت کردن
همری بودن، مماشت کردن، متفق بودن
جیز شمردن، اذن دادن، اجازه دادن
پته، پروانه، مجاز کردن
دمساز شدن
توافق، تطابق، همدلی
موافقت، تصویب، امضاء
مولود، زائیده، زاده
مولفه
ثابت، دایم
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.