dispatch
B2اسم/US /dɪspˈætʃ/ dĭsp-ĂCH; UK /dɪspˈætʃ/ dĭsp-ĂCH/
اعزام کردن، روانهسازی

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
dispatch یعنی اعزام کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اعزام کردن، روانهسازی
واژههای معتبر برای ادامه یادگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.
نتیجه گرفتن، استنتاج کردن