یک فعالیت یا کار را کامل کردن، بهطوریکه دیگر ناتمام نباشد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
تمام کردن
Deutsch
beenden
Հայերեն
ավարտել
avartel
مثالهای طبیعی
I finished my homework last night.
دیشب تکالیفم را تمام کردم.
She finished her coffee quickly.
