conclude
C2اسم/US /kənklˈuːd/ kənkl-O͞OD; UK /kənklˈuːd/ kənkl-O͞OD/
نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد شدن
JadoLearn Dictionary
معنی conclude به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گرایش کردن، تصمیم اتخاذ کردن، اراده کردن
فیصل دادن، مشخص کردن، تعیین کردن
توطن کردن، تصفیه حساب کردن، تفریغ کردن
بستن، تنگ هم، مقارن
بپایان رسیدن، تمام شدن، به پایان رساندن
سپری کردن، فسخکردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.