dutiful
C1صفت/US /dˈuːtiːfəl/ DO͞OT-ēf-əl; UK /dˈuːtiːfəl/ DO͞OT-ēf-əl/
وظیفه شناس
JadoLearn Dictionary
معنی dutiful به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وظیفه شناس
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
وظیفه شناس
فرمانبردار، حرف شنو، چاکر
حرمتی، احترامی
مطیع، خاشع، سربزیر
سر براه
حرمت گذار، باحرمت، حرمتی
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.