fair
A1صفت/US /fɛr/ fĕr; UK /fɛr/ fĕr/
بازار مکاره، حق بین، کرایه
JadoLearn Dictionary
معنی fair به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بازار مکاره، حق بین، کرایه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
راست باز، بی تزویر، صاف
مفتوح، فراز، افتتاحکردن
مجانا فرستادن، اجازه عبور دادن، بی تزویر
ندانم کار، پیشانی گشاده
عیان، مبرهن، صاف
درست کار، راد، درستکار
متساوی، منصف، منصفانه
بی غرض، حق گو
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.