guard
A1اسم/US /ɡɑrd/ gärd; UK /ɡɑrd/ gärd/
گارد، پاس دادن، سپر کردن
JadoLearn Dictionary
معنی guard به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گارد، پاس دادن، سپر کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نگهداری کردن، نگه داشتن، حفظ نمودن
پدآفند، استحکامات، تدافع
سپر
وقایه، محافظه، محارست
امن نگهداشتن، صیانت کردن
کاروان
اسکورت کردن، بدرقه کردن، همراه
مواظبت کردن، تیمار، پروا داشتن
توجه، دل دادن، دقت
پائیدن، پاس، ناظر بودن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.