journey
A1اسم/US /dʒˈɝniː/ JƏRN-ē; UK /dʒˈɝniː/ JƏRN-ē/
رحیل، مسافرت، رحیل مسافرت
JadoLearn Dictionary
معنی journey به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رحیل، مسافرت، رحیل مسافرت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سیاحت کردن، سفر تفریحی کردن، گشت کردن
کشتی تفریحی، مسافرت تفریحی
سکندری خوردن، پشت پا زدن، پشت پا
اردوکشی، تسریع
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.