plague
A1اسم/US /pleɪɡ/ plāg; UK /pleɪɡ/ plāg/
طاعون، بلا، آفت
JadoLearn Dictionary
معنی plague به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طاعون، بلا، آفت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آزار کردن، شکنجهکردن، زجر دادن
اضطرار، فروماندگی، پریشانحالی
رنجور کردن
عاجز کردن
بیحوصله کردن، دلتنگ کردن، مزاحم شدن
شوخی کردن، سخنان نیشدارگفتن
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
دست مالی کردن
آبرو ریختن، شرمنده کردن، بیآبرو کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.