temperate
C2فعل/US /tˈɛmprət/ TĔMPR-ət; UK /tˈɛmprət/ TĔMPR-ət/
معتدل
JadoLearn Dictionary
معنی temperate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معتدل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پرهیزکار، پرهیزگار
تسکین دادن، آرامیدن، آرام
سرد کردن، خنک ساختن، خنک
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
هممرز بودن؛ مجاور بودن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
جازن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.