uncommon
C2صفت/US /ənkˈɑmən/ ənk-ÄM-ən; UK /ənkˈɑmən/ ənk-ÄM-ən/
غیرمعمول، غیر عادی، غیر متداول
JadoLearn Dictionary
معنی uncommon به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
غیرمعمول، غیر عادی، غیر متداول
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طرفه، نایاب، کمیاب
کمیاب
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
نوک دار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.