aktiv
A1صفتکنشی، پر تحرک، فعال
JadoLearn Dictionary
aktiv یعنی کنشی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کنشی، پر تحرک، فعال
کنشی، پر تحرک، فعال
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جاندار، زنده، ذوحیات
منتقدانه، وخیم، انتقاد آمیز
مراقب، هشیار، گوش بزنگ
باروح، سبکروح، حیاتی
بلهوس
بی قرار، خستگی ناپذیر، بی خواب
کنشی، پر تحرک، فعال
بزرگ
بد
کشور، زمین
زیبا، قشنگ، خوب
دوست مذکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.